سلام به همه
بچه ها به
خدا شرمنده ی روی همتون هستم.می دونم که دیگه اینبار واقعاً خیلی دیر اومدم، اما
اونقدر کارام همه بهم گره خورده بودن که خودمم قاطی کرده
بودم.
اول از همه باید از مجتبی و باران عزیز عذر خواهی کنم که اومدن پیشم ومنم رفتم پیششون اما بازم به خاطره مشغله ی زیادی که گیجم کرده بود یادم رفت براشون کامنت بذارم. می دونم دلیلم قابل قبول نیست، اما به هر حال عذر می خوام؛ هم از مجتبی و باران عزیز و هم از بقیه دوستای گلم.
اما دلیل غیبتم:
اول از همه که یه مشکل گنده برام پیش اومده بود که خودمم موندم چطوری هضمش کردم!!!!خودمم باور نمیکردم بتونم باهاش کنار بیام، اما از اونجایی که خدا همیشه مهربونه و هیچ وقت بنده هاشو فراموش نمیکنه، به لطف خدا تونستم باهاش کنار بیام و الآن با تمام اینکه هنوز یادآوریه اون اتفاق اذیتم میکنه، اما تونستم باهاش کنار بیام.اجازه بدین بیشتر از این واردش نشم.
بعد از اونم که دانشگاه؛ امتحانهای میان ترمم شروع شدن و همه پشت سر هم.تقریباً به جز دو روز که تعطیلم بقیه ی روزها در حال امتحان دادنم.
چهارشنبه هم جاتون خالی عروسی دختر عمه ام بود.از اونجایی هم که من اصلاً اهل رقص و این حرفا نیستم همش یه گوشه نشسته بودم!!! جاتون حسابی خالی بود.
جاتون خالی دیگه حسابی افتادم به نقشه کشیدن. از کار با مداد و روی پوستی، رسیدم به کار با راپید که روی کاغذ کالک کشیده میشه، که احتیاج به دقت خیلی زیادی داره و وقت بیشتری میگیره. نقشه ای که با مداد شاید ۱ ساعت وقت میگرفت، حالا با راپید شاید ۵ ساعت یا بیستر وقت می بره.
ولی با تمام سختیش، با تمام اینکه بارها پیش میاد بیشتر نقشه رو کشیدی و جوهر جوری میریزه روش که مجبوری از نو بکشیش، با تمام اینکه کمرت از خم موندن روی میز برای ساعتها خسته میشه و .... اما وقتی تموم میشه و بهش نگاه میکنی، اونقدر غرق لذت میشی که تمام اون خستگی رو فراموش میکنی.
عسل هم تازگی ها یاد گرفته برقصه. تمام روز چهارشنبه رو پا به پای خاله اش رقصید. حاضر نبود برای یه لحظه بشینه. اگه من برای چند دقیقه میدادمش به مامانش که دستم استراحت کنه و خودم میرفتم وسط که برقصم اونقدر گریه میکرد و جیغ میزد که مامانش دوباره میدادش به من. این شد که این بار علاوه بر اینکه پاهام تاول زد و راه رفتن برام سخت شد، شونه هام هم از کتف تا ۲روز درد میکردن.
خلاصه اینکه اونقدر مشغله هام زیاد بود که حتی نتونستم به هویار برسم و آپش کنم. به هر حال از همتون عذرخواهی میکنم. راستی من دلم خیلی براتون تنگ شده ها... برای گلاره جونم، برای یاسی خانوم عزیز، برای مجتبی، برای باران، برای حامد عزیز، داداش شهابم،لیداجون و عسل خانوم عزیز، ساسا، الهه، نازنین یار، عاشق تنها و آقا هدف و آسد مرتضی و تمام کسایی که از قلم افتادن.
شما چی؟؟؟ هیچ کس دلتون واسه من تنگ نشد؟؟؟!!!
آهان، یه چز دیگه هم می خوام بهتون بگم؛ یکی از دوستای عزیز من تازگی ها یه سایت باز کرده که دیکشنری آنلاین هست.این دیکشنری این غابلیت رو داره در زمانی که شما آنلاین هستید و از اینترنت استفاده میکنید و در معنیه کلمات دچار مشکل میشید، بهتون کمک کنه. من که خیلی خیلی به دردم می خوره. مخصوصاً که می خوام دنبال پلان بگردم. چیزه خیلی مفیدیه.حتماً برای همتون پیش اومده که توی سایتهای مختلف دچار مشکل بشید و همین نفهمیدن معنیه کلمات اذیتتون کنه.به هر حال آدرس این سایت حتماً بدردتون می خوره.( اینم آدرس سایت دیکشنری آنلاین)
خوب بچه ها برای امروز دیگه بسته. باز پرچونگی کردم. نمیشه دیگه، چیکارش کنم؟؟ هرجوری می خوام کوتاهش کنم نمیشه. به هرحال شرمنده که هربار سرتون رو درد میارم.
در آخر هم یه شعر از اردلان سرافراز براتون میذارم با عنوان قصه ی شهر سکوت که امیدوارم خوشتان بیاد.
دوستتون دارم، از دور دست همتون رو برای حضور مداومتون در هویار می بوسم و میرم تا پست بعدی.
تا بعد در پناه حق.
نوشته شده توسط امیتیس در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 ساعت 11:42 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
سکوت شبانه
کسی که مثله هیچ کس نیست
رویای زندگی من
هیچکی به اندازه ی من دوست نداره
دختری که عاشق مادش بود......
امانت عشق
تا ابد عاشقت هستم
طراحی حرفه ای قالب وبلاگ
ای در دل من اصل تمنا همه تو
سکوت عشق
خراب آباد من
نمی دانم چه می خواهم بگوییم
آسد مرتضی....
بی هدف ترین
در تلاطم لحظات
قلب تنها
ياسي
شعر نو
روزهاي بي قراري
دوباره تنهای تنهام نازنین
روزهای عاشقی
آري آغاز دوست داشتن است
بوي باران
اکیپ باحال....
فریاد زیر آب
سراچه خيال
ببین مهسا چغد تنهاس
من + تو =0
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY